محققان وزارت دفاع آمریکا در حال آزمایش فناوریهای شناختی جنگ الکترونیکی هستند که در طول یک دهه آینده، میتوانند بهطور مستقل با شناسایی سیستمهای دشمن، بدون پیش برنامهریزی مبارزه کنند.
به گزارش کارگروه فناوری اطلاعات سایبربان؛ سه برنامه آژانس پروژههای تحقیقاتی پیشرفته دفاعی آمریکا (دارپا) از هوش مصنوعی در طیف الکترومغناطیسی، برای سیستمهای جنگ الکترونیک استفاده کرده است. ابتدا دو اقدام متقابل راداری مشخص (ARC) و یادگیری رفتاری برای جنگ الکترونیک انطباقی (BLADE) بهعنوان برنامههای خواهر در نظر گرفته شدند که هر دو مورد از سیستمهای جنگ الکترونیکی هوشمند استفاده کردند.
پل تیلمن (Paul Tilghman)، مدیر برنامه دفتر فناوری میکرو سیستمهای دارپا، اینچنین میگوید: «ما با استفاده از جنگ الکترونیک شناختی و شناسایی تهدیدات دشمن به سیستمها نفوذ میکنیم تا در زمان مناسبی اقدام متقابل انجام دهیم.»
به گفته دارپا، فناوری ARC قادر است سیستمهای جنگ الکترونیکی هوابرد را برای اقدامات مؤثر علیه رادارهای مشخص، جدید و ناشناخته در زمان واقعی تولید کند و برای جداسازی سیگنالهای رادار ناشناخته در حضور دیگر سیگنالها، کاهش تهدید ایجادشده توسط آن رادار، ترکیب و ارسال سیگنالهای اقدام متقابل و ارزیابی اثربخشی اقدامات متقابل بر مبنای رفتارهای تهدید قابلمشاهده از طریق هوا طراحی شده است.
فناوریهای ARC با استفاده از معماری باز اجازه ورود، اصلاح و حذف ماژولهای نرمافزاری را با حداقل تأثیر بر عناصر دیگر سیستم میدهند. الگوریتمها و نرمافزار پردازش سیگنال ARC نیز برای سیستمهای جدید جنگ الکترونیک و تکمیل سیستمهای موجود، بدون نیاز به تغییرات سختافزاری فرکانس رادیویی کلی، مناسب هستند.
تیلمن اعلام کرد: «همانطور که از اسم ARC پیداست، یک برنامه شناختی جنگ الکترونیکی است که بهطور خاص سیستم رادار را هدف قرار میدهد. برنامه BLADE با توسعه تکنیکها و الگوریتمهای یادگیری ماشینی، بهسرعت تهدیدات رادیویی جدید را تشخیص داده و با ترکیب اقدامات متقابل جدید مانند ARC، ارزیابی دقیق خسارت جنگی بر اساس تغییرات قابلمشاهده هوایی را در تهدید نشان میدهد. این تکنولوژی برای مقابله با تهدیدات ارتباطات بیسیم جدید و پویا در محیطهای تاکتیکی طراحی شده است. همچنین میتواند باعث تغییر رویکرد توسعه متقابل دستی و آزمایشگاهی به سمت رویکرد سیستمهای سازگار شود. بهعبارتدیگر، BLADE سیستمهای ارتباطی بیسیم را بهجای رادار هدف قرار میدهد. هدف ما متوقف کردن پخش اطلاعات است.»
وی ادامه داد: «به دلیل حساس بودن مسئله جنگ الکترونیک برای ارتش، بهطور دقیق نمیتوان در مورد برنامهها و تکنیکهای آزمایش صحبت کرد اما دسترسی به این فناوری، از پنج تا ده سال پیشبینی میشود. بهطور تکنولوژیکی این فناوری بسیار مفید است اما از نظر عملی، ما در اوج تلاش برای به اتمام رساندن آزمایشهای نهایی هستیم تا نتیجه را در اختیار شرکای نظامی خود قرار دهیم و آنها نیز شروع به استفاده از این فناوری در سیستمهایشان کنند.»
محققان آمریکایی به نقل از مقامات نظامی هشدار دادهاند که در زمینه جنگ الکترونیکی، وزارت دفاع در مقابل دشمنانی مانند روسیه و چین افت کرده است. باوجوداین، مدیر این پروژه معتقد است که سیستمهای جنگ الکترونیکی آمریکا همیشه بعد از سیستمهای دشمنان قرار دارد زیرا آنها زودتر از هر اقدامی سیستمهایشان را توسعه میدهند.
تیلمن افزود: «برخی از بزرگترین چالشها واقعاً مربوط به تطبیق حوزههایی هستند که هوش مصنوعی در آنها کانون اصلی نیست و باید جامعه متوجه شود که هوش مصنوعی باید در جنگ الکترونیک بهعنوان یک مسئله مهم دخیل باشد. زمانی که دارپا شروع به تحقیق در مورد فنآوریهای طیفهای شناختی کرد، پاسخ بسیاری افراد، غیرضروری بودن هوش مصنوعی در زمینه جنگ الکترونیک بود. ما نشان میدهیم که نیاز به هوش مصنوعی برای رفع بسیاری مشکلات الزامی است زیرا باید زمانی که انتظار نمیرود یا برنامهریزی صورت نگرفته است، مقابله انجام شود درنتیجه باید بتوان از مشاهدات استفاده کرد. ما به جامعه نشان میدهیم که با رشد سریع نوآوریهای تکنولوژیکی، هوش مصنوعی پاسخ حقیقی چگونگی مبارزه با دشمنان در طیف فرکانس رادیویی است.»
به گفته کارشناسان، ارتش آمریکا اغلب در استفاده از هوش مصنوعی در میدان جنگ احتیاط میکند بهخصوص زمانی که تصمیمگیری ماشینی عواقب ناگواری داشته باشد؛ اما مدیر برنامه دفتر فناوری میکروسیستمهای دارپا معتقد است که جنگ الکترونیکی در فنآوریهای شناختی نقش مهمی دارد. از نظر او جهان جنگ الکترونیکی درواقع یک مکان عالی برای بهبود قابلیت هوش مصنوعی است. اثرات بد ناشی از تصمیمگیری سیستمهای جنگ الکترونیک هوشمند بسیار پایین است زیرا آنها میتوانند بهسرعت اشتباهات را تصحیح نمایند اما خطرات متناوب بسیار زیاد است.
به ادعای مقامات نظامی آمریکایی، در صورت تصمیمگیری نادرست از سوی سیستم هوشمند، از یک نیروی انسانی برای جبران اشتباه استفاده میشود؛ اما تیلمن اینچنین استدلال میکند: «سیستمهای شناختی جنگ الکترونیکی میتوانند کاملاً مستقل باشند. در یک مقطع، بله شما میتوانید از یک انسان استفاده کنید. اولاً ارتش سیستمهای راداری و ارتباطی دشمن را بررسی میکند تا بتواند حرکت متقابلی انجام دهد و سپس فناوریهای جنگ الکترونیکی را برای شناسایی و مسدود کردن سیستمهای دشمن برنامهریزی میکند. وقتی سیستمهای راداری و ارتباطی توسط سختافزار آنالوگ تعریف میشوند، این مسئله بهمراتب حساستر خواهد بود؛ اما بسیاری از نیروهای ارتش اکنون سیستمهایشان را با هسته دیجیتال توسعه میدهند و به این معناست که داشتن یک کتابچه راهنمای سختافزاری واقعاً کار درستی به نظر نمیرسد زیرا آنچه درنهایت در میدان جنگدیده میشود ممکن است واقعاً چیزی نباشد که برای آن برنامهریزی صورت گرفته است. سیستمهای جنگ الکترونیکی میتوانند با شرایط غیرمنتظره خود را سازگار کنند.»
این مدیر دارپا ادامه داد: «شما میتوانید از این چالش در مسیری متفاوت استفاده کنید به این معنا که بهجای داشتن یک سیستم هوشمند، صدها سیستم طیف هوشمند داشته باشید. با اضافه شدن دستگاههای بیسیم جدید، ازجمله سیستمهای نظامی یا تلفن همراه و لوازمخانگی هوشمند، طیفها نیز بیشتر شدهاند و مدیریت تقاضای روزافزون، مشکل جدی ملت و بهخصوص ارتش است.»
تیلمن اعلام کرد: «در چالش همکاری طیفی، تمرکز بر ارتباطات است، اما تکنولوژی اساسی مزایای زیادی نهفقط برای عملیات طیفی مانند جنگ الکترونیک بلکه در زمینههای دیگر ازجمله همکاری وسایل نقلیه دارد. برای توسعه سیستمهای مستقل جنگ الکترونیک است، زیرا ارتش میتواند از پیشرفتهای سریع هوش مصنوعی در بخش تجاری نیز بهرهمند شده و برنامههای دارپا شروع این پروسه خواهد بود. ایده نیاز به سیستمهای طیفی برای تطبیق و سازگاری، فلسفهای است که از بین نمیرود. من فکر میکنم در آینده باید انتظار سیستمهای طیفی بیشتر و مستقلی را داشته باشیم.»